محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
439
تحفه خانى ( فارسى )
تف داده از هر يك سه درم مجموع ادويه نرم كوفته و پيخته غير اسبغول كه او را نمىبايد كوفتن مجموع ادويه آميخته مقدار دو درم با يك دو قاشق آب سرد با شيرهء خرفه بايد خوردن و گاه سبب قئ خون ريختن خون است از عضو ديگرى بمعده بطريقى كه آن را ادراك نمىتوان كرد مثل خون رعاف كه از جانب داخل از راه حلق بمعده مىرود و علامت او آفت در عضويست كه از آنجا بمعده مىآيد و علاج او علاج آن عضو است و گاه سبب قى خون بستن خون است در معده و علامت او ناقص و لرزيدن و عرق سرد و حدوث غشى است و كرب و اندوه و هول و تلواسه است و هر لحظه دل برهم زدن و علاج او قى است به آب گرم كه درو شبت و فوتنج و نمك جوشيده باشند و يا به خوردن انفخه خرگوش است به آب بادرنجبويه و مراد بانفخه پنيرمايه اوست كه از معده بحهتر زاد و از معده آش مىگيرند و در بسيارى از علاجات امراض درمىآيد و درين علت بسيار نافع است زيرا كه از خاصيت انفحه اينست كه هرچه جامد و بسته است اذابه مىكند و مىگدازد و هرچه ذايب وسايل است آن را مىبندد ازين جهت در معالجه اسهالات قويه يكى از ادويه نافعه مجربه اوست اگرچه همه انفحها را همين خاصيت است و اما از آن خرگوش درين افعال و تاثيرات اقواست و اگر نفث و برانداختن خون بطريق قى كردن نباشد و بسبب قرحه و ريشى كه در سينه واقع شده است باشد كه بسبب نزلها حادث مىشود درين مقام علاج خوردن قرص است به اين اجزا كه مذكور مىگردد تخم قو و تخم زوف از هر يك سه درم گل مختوم و يا گل ارمنى و يا گل قبرسى از هركدام كه حاضر باشد و سارنج عدسى و طباشير و مرواريد ناسفته از هركدام يك درم كهربا و شب يمانى و شاخ گوزن سوخته از هر يك دو درم نشاسته و عصارهء لحية التيس كه مراد آب افشرده